جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
willing
مثالها
He was willing to learn new skills to advance in his career.
او مایل بود مهارتهای جدیدی یاد بگیرد تا در حرفهاش پیشرفت کند.
02
داوطلبانه, خودانگیخته
not done under pressure
مثالها
The volunteers made a willing choice to join.
داوطلبان یک انتخاب داوطلبانه برای پیوستن کردند.
درخت واژگانی
unwilling
willingly
willingness
willing
will



























