جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
weirdly
01
بهطرز عجیبوغریبی, بهنحو سوالبرانگیزی
in a manner that is strange or unexpected
اطلاعات دستوری
قید حالت
مثالها
The doorbell rang weirdly, producing an unusual electronic melody.
زنگ در به صورت عجیبی به صدا درآمد و یک ملودی الکترونیکی غیرمعمول تولید کرد.
درخت واژگانی
weirdly
weird



























