جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
velvety
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
مرکب
کیفی
شکل عالی
most velvety
شکل تفضیلی
more velvety
درجهپذیر
حوزه
texture, sensation, materials
مثالها
The kitten's fur was velvety to the touch, inviting gentle strokes.
پشم بچه گربه در لمس مخملی بود، نوازش های ملایم را دعوت می کرد.
LanGeek
اپلیکیشن موبایل ما را دانلود کنید
درخت واژگانی
velvety
velvet



























