جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
to tune up
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
عبارتی
فعل کنشی
باقاعده
جداشدنی
جزء فعلی
up
فعل پایه
tune
زمان حال
tune up
سومشخص مفرد
tunes up
وجه وصفی حال
tuning up
گذشته ساده
tuned up
اسم مفعول
tuned up
مثالها
The piano had n't been played in years, so it needed a professional to tune it up.
پیانو سالها نواخته نشده بود، بنابراین نیاز به یک حرفهای داشت تا آن را کوک کند.
02
تنظیم کردن, بهبود بخشیدن
adjust for (better) functioning



























