جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
tinned
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
صفتِ اسم مفعولی
نسبی
درجهناپذیر
حوزه
food, packaging, preservation
مثالها
She used tinned tomatoes to make a quick and flavorful pasta sauce.
او از گوجهفرنگیهای کنسروی برای درست کردن یک سس پاستای سریع و خوشمزه استفاده کرد.
LanGeek
اپلیکیشن موبایل ما را دانلود کنید
درخت واژگانی
tinned
tin



























