جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Tinnie
01
یک قوطی کوچک آبجو, آبجو در قوطی کوچک
(Australian) a beer served in a small can
عامیانه
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
بیجان
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
شکل جمع
tinnies
مثالها
He grabbed a tinnie from the fridge.
او یک قوطی آبجو از یخچال برداشت.
02
قایق سبک آلومینیومی, قایق آلومینیومی
(Australian) a lightweight, open aluminum boat, often used for fishing or recreation
عامیانه
مثالها
They went fishing in a tinnie on the river.
آنها برای ماهیگیری با یک tinnie به رودخانه رفتند.



























