جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
thriving
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
صفتِ وجه وصفی حال
کیفی
شکل عالی
most thriving
شکل تفضیلی
more thriving
درجهپذیر
حوزه
economy, growth, success
مثالها
The thriving business expanded its operations to new markets.
کسب و کار رونق یافته عملیات خود را به بازارهای جدید گسترش داد.
LanGeek
اپلیکیشن موبایل ما را دانلود کنید
درخت واژگانی
thriving
thrive



























