جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
tepid
مثالها
The crowd’s tepid applause reflected their disinterest in the performance.
تشویق کمحرارت جمعیت نشاندهنده بیعلاقگی آنها به اجرا بود.
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
ساده
کیفی
شکل عالی
most tepid
شکل تفضیلی
more tepid
درجهپذیر
حوزه
temperature, perception, sensation
مثالها
The waiter served us tepid soup, which was neither hot nor cold.
پیشخدمت به ما سوپ ولرم داد که نه گرم بود و نه سرد.
LanGeek
اپلیکیشن موبایل ما را دانلود کنید
درخت واژگانی
tepidly
tepidness
tepid



























