جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
tenuous
نکوهشی
رسمی
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
ساده
کیفی
شکل عالی
most tenuous
شکل تفضیلی
more tenuous
درجهپذیر
مثالها
The connection between the two events was tenuous at best, with little evidence to support it.
ارتباط بین دو رویداد در بهترین حالت ضعیف بود، با شواهد کمی برای حمایت از آن.
رسمی
مثالها
The spider's web was so tenuous that even the slightest breeze could break it.
تار عنکبوت آنقدر نازک بود که حتی ملایمترین نسیم هم میتوانست آن را پاره کند.
درخت واژگانی
tenuously
tenuous
tenu



























