جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
surly
01
تندخو, عبوس
ill-tempered and often rude to others
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
ساده
کیفی
شکل عالی
surliest
شکل تفضیلی
surlier
درجهپذیر
مثالها
Despite our polite inquiries, the bus driver remained surly and unresponsive, making for an uncomfortable journey.
علیرغم پرسشهای مودبانه ما، راننده اتوبوس ترشرو و بیپاسخ باقی ماند و سفر را ناراحتکننده کرد.
درخت واژگانی
surliness
surly
sure



























