جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Squalor
01
کثافتکاری, آلودگی
a state of extreme filth or neglect
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انتزاعی
ساختار صرفی
ساده
غیرقابل شمارش
مثالها
The refugees were forced to live in squalor, with no access to clean water.
پناهندگان مجبور شدند در کثافت زندگی کنند، بدون دسترسی به آب تمیز.



























