جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Squalor
01
کثافتکاری, آلودگی
a state of extreme filth or neglect
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انتزاعی
ساختار صرفی
ساده
غیرقابل شمارش
مثالها
Years of abandonment left the house in utter squalor.
سالهای رها کردن، خانه را در کثافت مطلق گذاشت.



























