جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
spry
01
چابک و پرانرژی
energetic and agile, especially in older age
مثالها
Despite her advanced age, Grandma was still spry enough to keep up with her grandchildren on the playground.
علیرغم سن بالا، مادربزرگ هنوز به اندازه کافی چالاک بود تا بتواند در زمین بازی با نوههایش همراه شود.
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
ساده
کیفی
شکل عالی
spryest
شکل تفضیلی
spryer
درجهپذیر
مثالها
Even in her later years, she was spry and could outrun many of the younger kids.
حتی در سالهای پایانی عمرش، او چالاک بود و میتوانست بسیاری از بچههای کوچکتر را پشت سر بگذارد.



























