جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
sporadic
01
تکوتوک, پراکنده، انفرادی
occurring from time to time, in an irregular manner
مثالها
Sporadic outbreaks of violence have been reported in the region.
شیوع پراکنده خشونت در منطقه گزارش شده است.
جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
تکوتوک, پراکنده، انفرادی