جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
to behead
01
سر بریدن, گردن زدن
to cut off someone's head
Transitive: to behead sb
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
مشتق
فعل کنشی
باقاعده
زمان حال
behead
سومشخص مفرد
beheads
وجه وصفی حال
beheading
گذشته ساده
beheaded
اسم مفعول
beheaded
مثالها
The guillotine was historically used to behead individuals during the French Revolution.
گیوتین به صورت تاریخی برای سر بریدن افراد در طول انقلاب فرانسه استفاده میشد.
درخت واژگانی
beheaded
beheading
behead
head



























