جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
slithery
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
مرکب
کیفی
شکل عالی
slitheriest
شکل تفضیلی
slitherier
درجهپذیر
مثالها
The slithery surface of the wet rocks made it dangerous to climb.
سطح لغزنده سنگهای خیس، بالا رفتن را خطرناک میکرد.



























