جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
simplistic
01
سادهانگارانه, بیش از حد ساده شده
having an overly simple or shallow approach that ignores complexities
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
مرکب
کیفی
شکل عالی
most simplistic
شکل تفضیلی
more simplistic
درجهپذیر
مثالها
Her solution to the problem was simplistic, overlooking the deeper challenges involved.
راهحل او برای مشکل سادهانگارانه بود، چالشهای عمیقتر را نادیده گرفت.



























