جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
simplistic
01
سادهانگارانه, بیش از حد ساده شده
having an overly simple or shallow approach that ignores complexities
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
مرکب
کیفی
شکل عالی
most simplistic
شکل تفضیلی
more simplistic
درجهپذیر
مثالها
The teacher criticized his simplistic explanation of the economic crisis, which failed to address key factors.
معلم توضیح سادهانگارانه او از بحران اقتصادی را مورد انتقاد قرار داد، که به عوامل کلیدی نپرداخت.



























