جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
selected
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
صفتِ اسم مفعولی
کیفی
شکل عالی
most selected
شکل تفضیلی
more selected
درجهپذیر
حوزه
choice, evaluation, process
مثالها
He was one of the selected applicants for the job.
او یکی از متقاضیان انتخاب شده برای شغل بود.
LanGeek
اپلیکیشن موبایل ما را دانلود کنید
درخت واژگانی
unselected
selected
select



























