جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
resurgent
01
جان دوباره گرفته, احیا شده
bouncing back with newfound strength
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
مرکب
کیفی
شکل عالی
most resurgent
شکل تفضیلی
more resurgent
درجهپذیر
حوزه
recovery, strength, change
مثالها
The team's resurgent performance secured a decisive victory in the second half.
عملکرد جوان شده تیم، پیروزی قطعی را در نیمه دوم تضمین کرد.
LanGeek
اپلیکیشن موبایل ما را دانلود کنید
درخت واژگانی
resurgent
resurge
surge



























