جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
required
01
مورد نیاز, ضروری
necessary to be fulfilled or obtained
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
صفتِ اسم مفعولی
کیفی
شکل عالی
most required
شکل تفضیلی
more required
درجهپذیر
مثالها
Submitting the assignment on time is required to receive full credit.
ارسال به موقع تکلیف برای دریافت اعتبار کامل ضروری است.
درخت واژگانی
required
require



























