recurrent
Pronunciation
/ɹiˈkɝənt/, /ɹɪˈkɝənt/

تعریف و معنی "recurrent"در زبان انگلیسی

recurrent
01

مکرر, تکراری، متناوب

repeatedly happening or reappearing, often at regular intervals
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
مرکب
کیفی
شکل عالی
most recurrent
شکل تفضیلی
more recurrent
درجه‌پذیر
مثال‌ها
Researchers tracked recurrent neural patterns activated during dreaming and REM sleep cycles.
محققان الگوهای عصبی تکرارشونده را که در طول رویا و چرخه‌های خواب REM فعال می‌شوند، ردیابی کردند.
02

عودکننده, تکرارشونده

(of a nerve or vein) bent in such a way that it reverses the direction
مثال‌ها
During surgery, the surgeon carefully avoided damaging the recurrent nerve to prevent vocal cord paralysis.
در طول عمل جراحی، جراح با دقت از آسیب رساندن به عصب عودکننده جلوگیری کرد تا از فلج تارهای صوتی پیشگیری کند.

درخت واژگانی

recurrently
recurrent
current
curr
App
LanGeek
دانلود برنامه
langeek application

Download Mobile App

فروشگاه برنامه