جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
barbed
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
صفتِ اسم مفعولی
کیفی
شکل عالی
most barbed
شکل تفضیلی
more barbed
درجهپذیر
مثالها
The barbed hook on the fishing line was designed to catch fish by piercing their mouths.
قلاب خاردار روی نخ ماهیگیری طراحی شده بود تا ماهی ها را با سوراخ کردن دهانشان صید کند.
02
خاردار, تیغ دار
having or covered with protective barbs or quills or spines or thorns or setae etc.
درخت واژگانی
barbed
barb



























