جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
rarely
مثالها
He rarely speaks in meetings unless asked directly.
او به ندرت در جلسات صحبت میکند مگر اینکه مستقیماً از او پرسیده شود.
02
به طور استثنایی, به طور قابل توجه
with exceptional skill or excellence
مثالها
You paint rarely, like the old masters themselves.
شما به ندرت نقاشی میکنید، مانند استادان قدیمی.
2.1
به شدت, فوق العاده
extremely or extraordinarily
مثالها
A rarely honest man, he refused all bribes.
مردی به شدت صادق، او از همه رشوهها خودداری کرد.
درخت واژگانی
rarely
rare



























