جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
raised
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
صفتِ اسم مفعولی
کیفی
شکل عالی
most raised
شکل تفضیلی
more raised
درجهپذیر
مثالها
The dining area was designed on a raised platform to provide a better view of the lake.
منطقه غذاخوری بر روی یک سکوی بلند طراحی شده است تا منظره بهتری از دریاچه ارائه دهد.
02
برجسته, سوزن دوزی شده
embellished with a raised pattern created by pressure or embroidery
درخت واژگانی
unraised
upraised
raised
raise



























