جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
quirky
approving
informal
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
ساده
کیفی
شکل عالی
quirkiest
شکل تفضیلی
quirkier
درجهپذیر
مثالها
Her quirky sense of fashion always made her stand out in a crowd, with her love for colorful patterns and vintage accessories.
حس عجیب و غریب مد او همیشه او را در جمع برجسته میکرد، با عشقش به طرحهای رنگی و لوازم قدیمی.
درخت واژگانی
quirkiness
quirky
quirk



























