جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
pissed
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
صفتِ اسم مفعولی
کیفی
شکل عالی
most pissed
شکل تفضیلی
more pissed
درجهپذیر
مثالها
He was pissed when he discovered his wallet was missing.
وقتی متوجه شد کیف پولش گم شده است، عصبانی بود.
مثالها
They were so pissed they could barely stand.
آنها آنقدر مست بودند که به سختی میتوانستند بایستند.
درخت واژگانی
pissed
piss



























