جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
back-to-back
01
متوالی, یکی پس از دیگری
happening one after the other without a gap
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
مرکب
کیفی
شکل عالی
most back-to-back
شکل تفضیلی
more back-to-back
درجهناپذیر
مثالها
The team had back-to-back games scheduled, leaving little time for rest between matches.
تیم بازیهای پشت سر هم برنامهریزی شده داشت، که زمان کمی برای استراحت بین مسابقات باقی میگذاشت.
Back-to-back
01
خانه دیوار به دیوار
a house out of a row of houses that share walls with each other from the back and on either side
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
بیجان
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
شکل جمع
back-to-backs



























