جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
to phonate
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
مشتق
فعل کنشی
باقاعده
زمان حال
phonate
سومشخص مفرد
phonates
وجه وصفی حال
phonating
گذشته ساده
phonated
اسم مفعول
phonated
مثالها
The speech therapist worked with the patient to improve their ability to phonate clearly.
گفتاردرمانگر با بیمار کار کرد تا توانایی او را در تولید صدا به وضوح بهبود بخشد.
درخت واژگانی
phonation
phonate



























