جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
petite
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
ساده
کیفی
شکل عالی
most petite
شکل تفضیلی
more petite
درجهپذیر
مثالها
Despite her petite stature, she exuded confidence and grace wherever she went.
علیرغم کوچک بودن جثهاش، او هر کجا که میرفت اعتماد به نفس و زیبایی از خود ساطع میکرد.
Petite
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
بیجان
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
شکل جمع
petites
مثالها
Her wardrobe is filled with the latest petites, tailored to complement her height.
گنجینه لباس او پر از جدیدترین پتیتها است، که برای تکمیل قدش دوخته شدهاند.
درخت واژگانی
petiteness
petite



























