جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
pastelike
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
مرکب
کیفی
شکل عالی
most pastelike
شکل تفضیلی
more pastelike
درجهپذیر
حوزه
complexion, health, appearance
مثالها
Her pastelike skin was a concern, as it suggested she might not be feeling well.
پوست خمیری او نگران کننده بود، زیرا نشان میداد که او ممکن است حال خوبی نداشته باشد.
LanGeek
اپلیکیشن موبایل ما را دانلود کنید
درخت واژگانی
pastelike
paste



























