جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
overflowing
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
صفتِ وجه وصفی حال
کیفی
شکل عالی
most overflowing
شکل تفضیلی
more overflowing
درجهپذیر
حوزه
quantity, containment, state
مثالها
The streets were overflowing with trash after the festival.
خیابانها پس از جشنواره از زباله سرریز میشدند.
02
سرریز شده, پوشیده از آب
covered with water
LanGeek
اپلیکیشن موبایل ما را دانلود کنید
درخت واژگانی
overflowing
flowing
flow



























