جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
پرده اول (نمایش)
افتتاحیه نمایش موزیکال برادوی با اشتیاق فراوان توسط علاقهمندان تئاتر منتظر میرفت.
سوراخ, شکاف
نور از طریق یک سوراخ در دیوار میدرخشید.
افتتاحیه, مراسم افتتاح
شرکت یک افتتاحیه برای مقر جدید خود برگزار کرد.
باز کردن, گشایش
باز کردن جعبه بوی شدیدی آزاد کرد.
گشایش (شطرنج), شروع بازی
او دفاع سیسیلی را به عنوان گشایش مورد علاقهاش مطالعه کرد.
بازشدگی, شکاف
کارگران یک سوراخ در دیوار برای پنجره جدید بریدند.
دریچه, بازشو
ملوان از طریق بازشدن بالا رفت تا به عرشه پایین برسد.
سوراخ, گذرگاه
پزشک دهانه مجرای گوش بیمار را معاینه کرد.
فرصت, گزینه
آنها قبل از تصمیمگیری هر فرصت را در نظر گرفتند.
آغاز, مقدمه
آغاز مقاله توجه خواننده را جلب میکند.
موقعیت خالی, فرصت
شرکت یک موقعیت شغلی در بخش طراحی اعلام کرد.
افتتاحی, مقدماتی
فصل افتتاحی شخصیتهای اصلی را معرفی میکند.
درخت واژگانی



























