جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
often
اطلاعات دستوری
مقایسهناپذیر
مثالها
He often helps his neighbors with their chores.
او اغلب به همسایههایش در کارهای خانه کمک میکند.
1.1
غالباً, بسیار
in a lot of instances or cases
مثالها
Small businesses often struggle with cash flow.
کسبوکارهای کوچک اغلب با جریان نقدی مشکل دارند.



























