جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
observable
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
مرکب
کیفی
شکل عالی
most observable
شکل تفضیلی
more observable
درجهپذیر
مثالها
The observable growth of plants in the garden delighted the gardener.
رشد قابل مشاهده گیاهان در باغ باغبان را خوشحال کرد.
درخت واژگانی
observably
unobservable
observable
observe



























