جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Nutcase
01
دیوانه, مختل
a person described as mentally unstable, irrational, or wildly unpredictable
غیررسمی
توهینآمیز
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انسان
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
شکل جمع
nutcases
مثالها
He started yelling at the ceiling like a complete nutcase.
او شروع کرد به فریاد زدن به سقف مثل یک دیوانه کامل.
درخت واژگانی
nutcase
nut
case



























