جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Nutjob
01
دیوانه, مجنون
a person who behaves in an irrational, eccentric, or mentally unstable way
Offensive
Slang
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انسان
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
شکل جمع
nutjobs
مثالها
She 's dating another nutjob who believes the government controls the weather.
او با یک دیوانه دیگر قرار میگذارد که معتقد است دولت آب و هوا را کنترل میکند.
درخت واژگانی
nutjob
nut
job



























