جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
to augment
01
زیاد کردن, بزرگ کردن، افزایش یافتن
to add to something's value, effect, size, or amount
Transitive: to augment sth
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
ساده
فعل کنشی
باقاعده
زمان حال
augment
سومشخص مفرد
augments
وجه وصفی حال
augmenting
گذشته ساده
augmented
اسم مفعول
augmented
مثالها
The improvements made to the software have augmented its performance significantly.
بهبودهای انجامشده در نرمافزار، عملکرد آن را بهطور قابلتوجهی افزایش دادهاست.
درخت واژگانی
augmentative
augmented
augment



























