جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
miserly
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
ساده
کیفی
شکل عالی
most miserly
شکل تفضیلی
more miserly
درجهپذیر
حوزه
behavior, personality, finance
مثالها
The miserly customer complained about the cost of every item, even in a discount store.
مشتری خسیس از هزینه هر قلم شکایت کرد، حتی در یک فروشگاه تخفیفدار.
LanGeek
اپلیکیشن موبایل ما را دانلود کنید
درخت واژگانی
miserliness
miserly
miser



























