جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
miserly
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
ساده
کیفی
شکل عالی
most miserly
شکل تفضیلی
more miserly
درجهپذیر
مثالها
They were shocked by his miserly attitude toward the inheritance.
آنها از رفتار خسیس او نسبت به ارث شوکه شده بودند.
درخت واژگانی
miserliness
miserly
miser



























