جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
astounded
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
صفتِ اسم مفعولی
کیفی
شکل عالی
most astounded
شکل تفضیلی
more astounded
درجهپذیر
مثالها
She was astounded by the breathtaking view from the mountain peak, unable to believe her eyes.
او از منظره نفسگیر از قله کوه مبهوت شده بود، نمیتوانست چشمانش را باور کند.
درخت واژگانی
astounded
astound



























