جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
merry
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
ساده
کیفی
شکل عالی
merriest
شکل تفضیلی
merrier
درجهپذیر
مثالها
She felt merry and carefree as she danced under the stars with her friends.
او احساس شادمانی و بیخیالی میکرد در حالی که زیر ستارهها با دوستانش میرقصید.
02
شاد, خوشحال
full of joy or lightheartedness, often associated with celebration or festive occasions
مثالها
We had a merry New Year's celebration with fireworks and laughter.
ما یک جشن سال نو شاد با آتشبازی و خنده داشتیم.
مثالها
The hikers set off at a merry pace, eager to reach the summit.
کوهنوردان با سرعتی شاد حرکت کردند، مشتاق رسیدن به قله.
درخت واژگانی
merrily
merriness
merry
merr



























