جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
malfunctioning
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
صفتِ وجه وصفی حال
کیفی
شکل عالی
most malfunctioning
شکل تفضیلی
more malfunctioning
درجهپذیر
مثالها
The malfunctioning light bulb flickered before going out completely.
لامپ معیوب قبل از خاموش شدن کامل چشمک زد.
درخت واژگانی
malfunctioning
malfunction



























