جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
lewd
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
ساده
کیفی
شکل عالی
lewdest
شکل تفضیلی
lewder
درجهپذیر
مثالها
The comedian's lewd jokes offended many audience members, leading to complaints and controversy.
جوکهای مستهجن کمدین بسیاری از اعضای مخاطبان را آزرده کرد و منجر به شکایتها و جنجال شد.
02
شهوانی, هرزه
driven by lust; preoccupied with or exhibiting lustful desires
درخت واژگانی
lewdly
lewdness
lewd



























