جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Lass
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انسان
ساختار صرفی
ساده
قابل شمارش
شکل جمع
lasses
مثالها
As a lass, she spent her summers exploring the countryside with her siblings.
به عنوان یک دختر جوان، او تابستانهای خود را با خواهر و برادرهایش در کشف روستا میگذراند.



























