to kneel
Pronunciation
/ˈniɫ/

تعریف و معنی "kneel"در زبان انگلیسی

to kneel
01

زانو زدن

to support the weight of the body on a knee or both knees
Intransitive
to kneel definition and meaning
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
ساده
فعل حرکتی
باقاعده
زمان حال
kneel
سوم‌شخص مفرد
kneels
وجه وصفی حال
kneeling
گذشته ساده
knelt
اسم مفعول
knelt
مثال‌ها
As a sign of chivalry, the knight would kneel before the king to pledge allegiance.
به عنوان نشانه‌ای از شوالیه‌گری، شوالیه زانو می‌زد در برابر پادشاه تا وفاداری خود را سوگند بخورد.
Kneel
01

زانو زدن, حالت زانو زده

the act or position of supporting oneself on the knees
kneel definition and meaning
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انتزاعی
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
شکل جمع
kneels
مثال‌ها
The child assumed a kneel to pray quietly.
کودک حالت زانو زدن را برای دعای آرام به خود گرفت.
LanGeek
دانلود برنامه
langeek application

Download Mobile App

فروشگاه برنامه