جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Kneeboarding
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انتزاعی
ساختار صرفی
مرکب
غیرقابل شمارش
شکل جمع
kneeboardings
مثالها
She learned kneeboarding before moving on to waterskiing and wakeboarding.
او قبل از رفتن به اسکی روی آب و ویکبوردینگ، کنیبوردینگ را یاد گرفت.



























