جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Knick-knack
01
خرتوپرت, زلمزیمبو
a small decorative item, often trivial or of little value, used to adorn shelves or display surfaces
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
بیجان
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
شکل جمع
knick-knacks
مثالها
She has a shelf full of knick-knacks from her travels around the world.
او یک قفسه پر از اشیای تزئینی کوچک از سفرهایش به دور دنیا دارد.



























