zu sein
zu
tsu:
tsoo
sein
saɛ̯n
saen

تعریف و معنی "zu sein"در زبان آلمانی

zu sein
01

بسته بودن

Nicht geöffnet sein 
zu sein definition and meaning
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
عبارتی
فعل حالتی
بی‌قاعده
جداشدنی
جزء فعلی
zu
فعل پایه
sein
فعل کمکی
sein
اول‌شخص مفرد
bin zu
سوم‌شخص مفرد
ist zu
وجه وصفی حال
zu seiend
گذشته ساده
zu war
اسم مفعول
zu gewesen
مثال‌ها
Die Tür ist zu. 

در بسته است.

LanGeek
دانلود برنامه
langeek application

Download Mobile App

فروشگاه برنامه