جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
vorbeugen
01
پیشگیری کردن, جلوگیری کردن
Maßnahmen treffen, damit etwas Negatives nicht passiert
مثالها
Um Unfällen vorzubeugen, tragen die Arbeiter Schutzhelme.
برای جلوگیری از حوادث، کارگران کلاههای ایمنی میپوشند.
02
بهجلو خم شدن
Den Oberkörper nach vorne beugen
مثالها
Beim Yoga muss man sich oft langsam vorbeugen.
در یوگا، اغلب باید به آرامی به جلو خم شوید.


























