جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
verschwinden
01
ناپدید شدن
Aufhören, sichtbar oder vorhanden zu sein
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
عبارتی
فعل حرکتی
باقاعده
جدانشدنی
جزء فعلی
ver
فعل پایه
schwinden
فعل کمکی
sein
اولشخص مفرد
verschwinde
سومشخص مفرد
verschwindet
وجه وصفی حال
verschwindend
گذشته ساده
verschwand
اسم مفعول
verschwunden
مثالها
Das Flugzeug ist hinter den Wolken verschwunden.
هواپیما پشت ابرها ناپدید شد.



























