جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
verschmutzen
01
آلوده کردن, کثیف کردن
Etwas durch Schmutz, Abfälle oder schädliche Substanzen verunreinigen
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
عبارتی
فعل کنشی
باقاعده
جدانشدنی
جزء فعلی
ver
فعل پایه
schmutzen
فعل کمکی
haben
اولشخص مفرد
verschmutze
سومشخص مفرد
verschmutzt
وجه وصفی حال
verschmutzend
گذشته ساده
verschmutzte
اسم مفعول
verschmutzt
مثالها
Plastikmüll verschmutzt die Ozeane.
زبالههای پلاستیکی اقیانوسها را آلوده میکنند.



























