جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
stören
01
مزاحم شدن, مختل کردن
Unterbrechen oder unangenehm beeinflussen
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
ساده
فعل کنشی
باقاعده
فعل کمکی
haben
اولشخص مفرد
störe
سومشخص مفرد
stört
وجه وصفی حال
störend
گذشته ساده
störte
اسم مفعول
gestört
مثالها
Bitte nicht stören!
لطفاً مزاحم نشوید!



























